تماشا

Autumn01.jpg

... و تماشای تو آواز مرا می‌سازد

تپش برگ صنوبر

که ترا می‌خواند

و تو می‌دانی پاییز...

یادگاریست که از

فصل شکفتن باقیست

 

آسمان می‌خندد

روزها می‌رقصند

و حقیقت

همه‌ی عشق ترا می‌نوشد

 

برگ در پای صنوبر می‌رقصد، می‌خواند

و تو در فصل خزان می‌رویی

 

دگر این بار به جای همه‌ی خاطره‌ها

به تماشای تو بایست نشست

و تماشای تو آواز مرا می‌سازد:

 

آسمان می‌خندد

روزها می‌رقصند

و حقیقت

همه‌ی عشق ترا می‌نوشد...

 

* پانوشت:

۱- هیچ پایانی بدون شروع نیست. گاهی وقتا اول شروع می‌شه گاهی وقتا اول تموم می‌شه.

۲- حیفم اومد حالا که آخرین روزهای پاییز رو سپری می‌کنیم یه یادگاری ازش نداشته باشیم.

۳- بی هیچ بهانه‌ای اول عذر می‌خوام ولی قبلش بسیار بسیار سپاسگذارم به‌خاطر اینکه ... هستید.

/ 26 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نکيسا

دل اگه ميگه صبورم خود فريبی ميکنه ... !

رهگذر

سلام ققنوس ! نکند قاف عشق را يافته ای که نه در کوه پيدايی و نه در دريا دلبازان را فرقی نمی کند بختن يا بردن دل ( رهگذر )

رهگذر

سلام بختن= باختن !

دلخون

سلام ایام لاله های سرخ نینواست از خدا خواهم همیشه نی نوا باشید شما ودیگر عزیزان را به دلنوشته شور مستی دعوت می کنم

نکيسا

شمارش معکوس برای آپ کردنت داره شروع ميشه ... حواستو جمع کن

رهگذر

سلام تو نيز در آذر مانده ای تو در آذری که سبز می مانی و سبز من در آذری که مدام می سوزاندم تا ابد ( رهگذر )

رويا

sala..mer30 behem sar zadi....shere ghashangi bood..movafagh bashi

شعله شمع

سلام ققنوس چه وبلاگ جالبي داری! اين شعرت هم خيلی قشنگ تموم می شه. خوشحال شدم که با وبلاگت آشنا شدم موفق باشی يا حق