می خواهم پيدا شوم

689fmef.jpg

می خواهم پیدا شوم
زمستان بود که در خواب
تمام آسمان را نوشیدم و لبریز...
باریدم 
باز هم خواهم بارید

می خواهم پیدا شوم 
کنار گور سرد زندگی
طلوع خواهم کرد
و تمام شهرهای بهاری را
می سازم
باز هم خواهم ساخت

می خواهم پیدا شوم
شاید در لا، در سی
یا سکوتی در چنگ
تابستان نت را 
می نوازم
باز هم خواهم نواخت

می خواهم پیدا شوم
در طلایی ترین فصل عشاق
به هیاهویی در باد که در گوش درختان می خواند
زیر آوار زرد و نارنجی پاییز
گم می شوم
و باز هم
پیدا خواهم شد...

* پي‌نوشت: بعضیا خودشونو گم می کنن، یه چیز دیگه پیدا می کنن؛ بعضیام چیزای دیگه گم می کنن، خودشونو پیدا می کنن. شما جزو کدوم دسته اید؟

/ 53 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شقايق

چهارگاه ...؟ حتما .. ابوعطا رو بعد ماهور امتحان کردم . پر درد بود .. به دل نشست اما .

نکيسا

مستانه ديوانه اش شدم ...

مهدی بوترابی

ببخشید چند روز نرسیدم بیش از یکی دو تا یادداشت آپ کنم و مهمتر اینکه نتونستم به کامنتها جواب بدم. شرمنده جبران شدنی نیست ولی عذرخواستنی است.

رماد

سلام فصل باريدن هم تمام می شود و تو نباريدی. چند صباحی ديگر زمين خميازه ای می کشد و از خواب بيدار می شود درختان به يمن آن جوانه می زند ،بکوش که در فصل جوانه ها شکوفا شوی و سايه ساری که که عابران لختی بياسايند یافت شدن را خواهانم

گلوريدا

عجيبه که ديگه نمی نويسيد!!!! تا کشف و شهود رمز معنا شدن است هر قطره پر از مجال دريا شدن است درويش به خلسه رفته ميداند و بس هر گم شدنی کليد پيدا شدن است چند روز پيش به روز بودم!!