خواب کودکی

خواب کودکی

در خواب‌های کودکی‌ام

هر شب طنين سوت قطاری

                                           از ايستگاه می‌گذرد

دنباله قطار

                   انگار هيچ‌گاه به پايان نمی‌رسد

Train.JPG

انگار

        بيش از هزار پنجره دارد

و در تمام پنجره‌هايش

                               تنها تويی که دست تکان می‌دهی

آنگاه

در چارچوب پنجره‌ها

شب شعله می‌کشد

با دود گيسوان تو در باد

در امتداد راه مه آلود

در دود

         دود

               دود...

قيصر امين‌پور

***

پانوشت: از قيصر امين‌پور تو کتاب‌های درسی شعر خونديد (البته اميدوارم!). از کتاب گزينه اشعار قيصر امين‌پور اين شعر رو انتخاب کردم. به نظرم تصويرسازی زيبايی داره. البته اين رو هم بگم که غزل‌های عاشقانه و بسيار زيبايی هم در اين کتاب هست. چيزی که تو شعرهای امين‌پور زياد جلب توجه می‌کنه، سادگی و روانی اونهاست. جوری که با خوندن هر خط فورا احساس منتقل و تصوير ساخته می‌شه. ساختار منظم شعر در اشعار کلاسيک هم از ديگر ويژگی‌های شعر امين‌پور هست. اگه فرصت داريد و می‌خواهيد در مدت زمان کم از شعرهای روان لذت ببريد، خوندن اشعار امين‌پور رو توصيه می‌کنم.

/ 10 نظر / 12 بازدید
نکیسا

سلام . باهات موافقم خيلی تصوير سازی زيبايی داره ! با دود گيسوان تو در باد ...

نکیسا

گويم تو را که دل تنگ است توانی در دستانم نماندست بيا و شبم را روز روشن کن بتاب بر من و جوانم کن

نکیسا

خسته نباشی ! بايد حالا تا چند وقت استراحت کنی ؟ آخه آپ کردی ديگه ! دستت درد ميکنه ؟! آخی !!!!

آرزو

ببخشيد اشتباهی اومدم اينجا... جايی که می خواستم برم سالی يکبار آپ می کنه !

آرزو

نكنم رنجه ز شرح غم خود خاطر دوست ... كه گواه دل محنت زده سيماي من است...

مریم بهاری

منتظرم به قاصدك از تو خبر بياره به قاصدك كه با خودش عطر تنه تو داره بياد و همرام خدش تو اين شباي گريه خورشيد چشماي تو رو تو اينه ها بياره بودن تو مثل نفس نبودنت مثل مرگ بي تو يه برگ زخمي ام اسير دست اجل يه نيمه جونم تو بياتو بيا كه از تو جون بگيرم يه بي نشوني كه مي خوام از تو نشون بگيرم حالا كه تمومه لحظه هامو انتظار تو پر كرده برگرد واي ازاين لحظه هايي كه توي انتظارت دلم بي تو سركرد تومثل بك معجزه ي حقيقي تو لحظه هاي بيم و نا اميدي كه در غروب اخرين دقايق از اسمون به داد من رسيدي من اخرين اميد اين نگاهو به لحظه ي اومدن تو بستم بيا كه در نهايت صداقت به انتظار ديدنت نشستم حالا كه تمومه لحظه هامو انتظار تو پر كرده برگرد واي ازاين لحظه هايي كه توي انتظارت دلم بي تو سركرد

نرگس

چقدر دشوار است که در تمام پنجره های قطار و او را ببينی که انتظارش کشيدی.............

آرزو

سوختم از شوق، ياران راه حرفي وا كنيد... نامه اي انشا كنيد و قاصدي پيدا كنيد ... گر چه ميدانم كه ننويسد جواب نامه ام ... از زبان او تسلي نامه اي انشا كنيد...

آرزو

رشته اي بر گردنم افكند دوست مي كشد آنجا كه خاطر خواه اوست